موجز ۱ از ۶ · ۲ دقیقه

وقت بیشتری را به ارزیابی ایده‌ها، ارزش‌ها و هدف‌هایتان اختصاص دهید.

چقدر در اولویت‌بندی مهارت دارید؟

بیشتر ما باور داریم که در این کار درجه‌یک هستیم. ما به‌عنوان افرادی منطقی، دوست داریم فکر کنیم که ابتدا به مهم‌ترین چیزهای زندگی رسیدگی می‌کنیم؛ و فقط پس از آن توجهمان را به کارهایی معطوف می‌کنیم که فوریت کمتری دارند. به عبارت دیگر، فکر می‌کنیم اولویت‌هایمان تقریباً مرتب هستند.

اما آیا واقعاً این‌طور هستند؟ دقیق نگاه کنید. اولویت‌های بسیاری از مردم در واقع به‌هم‌ریخته هستند. ما وقت کمی را صرف پرداختن به پرسش‌های جدی و مهم درباره‌ی ارزش هدف‌هایمان می‌کنیم؛ و در عوض، مستقیم سراغ تلاش برای محقق کردن آن هدف‌ها می‌رویم.

آیا از خودتان می‌پرسید که پول بیشتر واقعاً شما را خوشحال خواهد کرد؟ یا فقط بی‌فکر به دنبال درآمد بیشتر می‌روید؟ و آیا تا به حال از خودتان پرسیده‌اید که شاید مجرد بودن برایتان بهتر باشد؛ یا با اکراه در روابطی آشنا اما ناخوشایند به راهتان ادامه می‌دهید؟

لازم نیست اوضاع این‌طور باشد.

پیام کلیدی این است: وقت بیشتری را به ارزیابی ایده‌ها، ارزش‌ها و هدف‌هایتان اختصاص دهید.

گفتن اینکه از این پس هدف‌هایتان را دقیق‌تر ارزیابی خواهید کرد، آسان است؛ اما عملی کردن این حرف می‌تواند دشوار باشد: به همین دلیل به برنامه نیاز دارید. گام نخست این است که متوجه شوید چقدر وقت را به اجرای برنامه‌هایتان اختصاص می‌دهید و چقدر وقت را صرف ارزیابی و تدوین راهبرد به شیوه‌ای تأملی‌تر می‌کنید. اگر در حال حاضر فقط حدود ۵ درصد از وقتتان را صرف ارزیابی و تدوین راهبرد می‌کنید، سعی کنید این رقم را به ۱۵ یا ۲۰ درصد افزایش دهید.

گام بعدی این است که سعی کنید بر احساس ناراحتی خود غلبه کنید. پرسش‌های بنیادی و درجه‌اول دشوار هستند؛ تأمل درباره‌ی هدف و ارزش اغلب می‌تواند ما را معذب کند. برای این احساس راه‌حل سریعی وجود ندارد: راه‌حل صرفاً تمرین کردن است.

پیش از آنکه مستقیم سراغ اجرای ایده‌ای بروید که به ذهنتان می‌رسد، سعی کنید وقت بیشتری را صرف پرس‌وجوی جدی درباره‌ی آن ایده کنید. درباره‌ی کاری که انجام می‌دهید و کاری که قصد دارید انجام دهید، از خودتان پرسش‌های موشکافانه بپرسید؛ پرسش‌هایی درباره‌ی ارزش، هدف و اهمیت نهایی این کارها بپرسید.

جرئت کنید هدف‌هایتان را با عبارت‌های کاوشگرانه‌ای مانند «چرا»، «برای چه منظوری» و «با چه اهمیتی» به پرسش بکشید. شاید این کار دستورالعملی برای رکود و بی‌عملی به نظر برسد؛ اما خب، گزینه‌ی دیگر هم چندان خوشایند نیست: زندگی‌ای که صرف دنبال کردن افتخاراتی می‌شود که خواهانشان نیستید، پولی می‌شود که به آن نیاز ندارید و روابطی، چه عاشقانه و چه غیرعاشقانه، می‌شود که در نهایت هیچ شوقی در شما برنمی‌انگیزند.

هرقدر هم که طول بکشد، این تغییر از اقدام تکانه‌ای به نگرشی سنجیده‌تر و ارزیابانه‌تر، تفکر شما را غنی‌تر، ظریف‌تر و مؤثرتر خواهد کرد.

وقت بیشتری را به ارزیابی ایده‌ها، ارزش‌ها و هدف‌هایتان اختصاص دهید. — چگونه مؤثرتر فکر کنیم | موجز