مقدمه · کتاب تأملات نوشتهی مارکوس اورلیوس
فلسفهای را بشناسید که یک امپراتوری را به پیش میبرد.
قرن دوم میلادی دوران اوج امپراتوری روم بود. پس از دورهای طولانی از آشوب و ناآرامی داخلی، روم وارد دورهای از صلح و رفاه نسبی شد. پنج امپراتور نخست این دوره را پنج امپراتور خوب مینامند؛ و آخرینِ این پنج امپراتور مارکوس اورلیوس بود. اورلیوس فقط امپراتور نبود؛ بلکه فیلسوفی هم بود که اندیشههای خود را بر سنتهای رواقیگری یونانی بنا کرد؛ مکتبی فکری که خویشتنداری و آرامش را راهی برای غلبه بر احساسات منفی میدانست.
فلسفهی اورلیوس باعث شد او لقب فیلسوفشاه بگیرد. پس اندیشههای او چه بودند؟ این موجزها بررسی میکنند که چه چیزی اورلیوس را به یکی از فیلسوفان بزرگ رواقی تبدیل کرد و چرا اندیشههای او بر نویسندگانی مانند جان اشتاینبک و رهبران سیاسی مانند بیل کلینتون، رئیسجمهور پیشین آمریکا، تأثیر گذاشتهاند؛ کلینتون این کتاب را کتاب محبوب خود میداند. در این موجزها خواهید فهمید
چرا هر آنچه رخ میدهد بخشی از نظمی هدفمند است؛
چرا فقط خودتان میتوانید به خودتان درد تحمیل کنید؛ و
چرا نباید از مرگ بترسید.