مقدمه · کتاب ذهنیت نوشتهی کارول دوک
ذهنیت ما تعیین میکند که باور داشته باشیم میتوانیم یاد بگیریم، تغییر کنیم و رشد کنیم یا نمیتوانیم.
از شکل جمجمه تا اندازهی پا، ویژگیهای جسمی بدن شما کموبیش بهطور کامل از ابتدا تعیین شدهاند. البته میتوانید جراحی پلاستیک انجام دهید یا استخوانی را بشکنید؛ اما ما انسانها عموماً کنترل بسیار کمی بر ویژگیهای بدنمان داریم.
اما دربارهی تواناییهای ذهنی و جسمی، مانند بسکتبالبازیکردن، نقاشیکشیدن یا حل مسائل ریاضی چه میتوان گفت؟ آیا این تواناییها ارثی هستند یا آموخته میشوند؟ امروزه بیشتر دانشمندان توافق دارند که اگر میخواهید نوازندهی ویولن در کنسرتها شوید، نهتنها باید استعداد موسیقی داشته باشید، بلکه باید سالهایی از زندگی خود را به تمرین اختصاص دهید.
بااینحال، به تعداد آدمها برای این پرسش پاسخ وجود دارد؛ زیرا ذهنیت ما نقشی اساسی در چگونگی نگاه ما به خودمان و دیگران دارد. به بیان ساده، ذهنیت ما باورهایمان را دربارهی بهانجامرساندن کاری شکل میدهد.
این دو سر طیف، مبنای مفهوم ذهنیت ثابت در برابر ذهنیت رشد را تشکیل میدهند. افراد دارای ذهنیت ثابت باور دارند که با استعدادی ذاتی برای انجام بعضی کارها به دنیا میآیند؛ اما از انجام کارهای دیگر کاملاً ناتوان هستند؛ درحالیکه افراد دارای ذهنیت رشد باور دارند که اگر بهاندازهی کافی تلاش کنند، میتوانند در هر کاری استاد شوند.
بنابراین افراد گروه دوم در سراسر زندگی خود به رشد ادامه میدهند، بدون تردید مهارتهای تازه کسب میکنند و فعالانه در روابطشان مشارکت میکنند. برای این افراد، زندگی در تمام جنبههایش پیوسته در حال تغییر است.
در مقابل، افراد دارای ذهنیت ثابت اغلب اجازه میدهند طرز فکر سیاهوسفیدشان مانع پیشرفتشان شود. اگر در کاری شکست بخورند، سرشان را زیر برف میکنند یا دیگران را مقصر میدانند. این افراد در روابطشان بهجای کارکردن روی خود روابط، به عشقی جاودانه امید دارند.
ذهنیت ما تعیین میکند که باور داشته باشیم میتوانیم یاد بگیریم، تغییر کنیم و رشد کنیم یا نمیتوانیم.