موجز ۱ از ۹ · ۳ دقیقه
شیوههای مختلف پول درآوردن ما را میتوان به چهار بخش تقسیم کرد.
فرض کنید علامت سادهی «بهعلاوه» را روی یک تکه کاغذ کشیدهاید. چه میبینید؟ دو خط، یکی افقی و یکی عمودی، درست است؟ این خطها چهار فضای سفید را از هم جدا میکنند. این چهار فضا را ربع مینامند.
پیام اصلی این است: شیوههای مختلف پول درآوردن ما را میتوان به چهار بخش تقسیم کرد.
پس این چهار بخش چه هستند؟ هر بخش با یک حرف مشخص میشود: E، S، B و I. در سمت چپ علامت بهعلاوه، بخشهای E و S قرار دارند. حرف E مخفف «کارمند» است؛ و حرف S مخفف «کسبوکار کوچک یا خوداشتغال» است. در سمت راست، بخشهای B و I را داریم. حرف B مخفف «مالک کسبوکار بزرگ» است؛ و حرف I مخفف «سرمایهگذار» است.
حالا بسته به اینکه چطور امرارمعاش میکنید، به یکی از این چهار بخش تعلق دارید.
در طول زندگی ممکن است فقط از یک بخش، دو بخش یا همهی این بخشها پول دربیاورید. برای مثال، پزشکی را در نظر بگیرید که امروز در ایالات متحده کار میکند. او میتواند تصمیم بگیرد به عنوان E، یعنی کارمند، امرارمعاش کند. او میتواند با پیوستن به کارکنان یک بیمارستان بزرگ یا شرکت بیمه، کار کردن برای دولت در حوزهی بهداشت عمومی یا پزشک ارتش شدن، این کار را انجام دهد. به عبارت دیگر، با پذیرفتن شغلی از نه صبح تا پنج عصر.
همین پزشک میتواند انتخاب کند که S، یعنی خوداشتغال، باشد؛ و کار پزشکی خصوصی راه بیندازد. او مطبی راهاندازی میکند، کارکنانی استخدام میکند و فهرستی از بیماران خصوصی برای خودش میسازد. این کار همچنان سخت است؛ اما پزشک کنترل بیشتری خواهد داشت.
در گزینهی سوم، این پزشک میتواند تصمیم بگیرد B، یعنی مالک کسبوکار بزرگ، شود. او میتواند درمانگاه خودش را داشته باشد؛ و پزشکان دیگری را استخدام کند. در این صورت، احتمالاً شخص دیگری، یعنی یک مدیر کسبوکار، را برای ادارهی مجموعه استخدام میکند. بنابراین صاحب درمانگاه خواهد بود؛ اما لازم نیست خودش در درمانگاه کار کند. از سوی دیگر، او میتواند به کار پزشکی ادامه دهد؛ و صاحب کسبوکاری باشد که ارتباطی با پزشکی ندارد.
او به عنوان پزشکی پردرآمد، احتمالاً درآمدی برای سرمایهگذاری هم خواهد داشت. بنابراین در کنار طبابت، ادارهی درمانگاه یا نظارت بر کسبوکارش، میتواند I، یعنی سرمایهگذار، هم بشود. او میتواند با سرمایهگذاری در سهام یا ملک این کار را انجام دهد.
تا اینجا ساده بود، درست است؟ این ساختار پایهی جامعهی ماست. همهی این بخشها به تواناییها و ویژگیهای شخصی متفاوتی نیاز دارند. بعضی از افراد جای خودشان را در زندگی پیدا میکنند؛ و در هر بخشی که قرار بگیرند، خوشحال هستند؛ هیچ انتخاب «درست» یا «غلطی» وجود ندارد.
اما اگر بخواهید از نظر مالی آزاد باشید، چه؟ اگر بخواهید از دنیای کار و زحمت طاقتفرسا فرار کنید، چه؟ آنوقت باید از بخشهای E و S به بخشهای B و I بروید. خلاصه، از کار کردن به مالک بودن برسید. در موجز بعدی میبینیم چرا.