موجز ۱ از ۶ · ۲ دقیقه
آدمهای ناامن میتوانند مخرب باشند و باعث ناخشنودی شوند.
آن دوستدختر دوران دانشگاه را به یاد دارید که نمیتوانید از فکرش بیرون بیایید؟ همان کسی که در سال دوم دانشگاه قلبتان را شکست؟ یا آن رفیق همکارتان که فکر میکردید دارد به بهترین دوستتان تبدیل میشود، تا اینکه متوجه شدید بیش از حد از همه انتقاد میکند؟ اینها آدمهای ناامن زندگی شما هستند؛ همان کسانی که بیشتر به شما آسیب میزنند تا اینکه برایتان سودمند باشند.
پیام اصلی این است: آدمهای ناامن میتوانند مخرب باشند و باعث ناخشنودی شوند. آدمهای ناامن سه گروه مختلف دارند. نخست، رهاکنندگان هستند. اینها کسانی هستند که با اشتیاق وارد روابط میشوند؛ اما بهندرت روابطشان را تا پایان ادامه میدهند. فرض کنید با یک فرد رهاکننده وارد رابطهی عاطفی میشوید. رابطه ممکن است عالی شروع شود؛ با تماسهای تلفنی طولانی، رزرو رستوران، گل و شکلات.
اما وقتی از مرحلهی برداشتهای اولیه عبور میکنید و عیبها شروع به آشکار شدن میکنند، آن شور اولیه بهندرت دوام میآورد. رهاکنندگان صمیمیت واقعی نمیخواهند؛ و وقتی کمال دستیافتنی نباشد، رابطه را ترک میکنند. بعد، منتقدان هستند. اگر برای حل مشکلی کمک میخواهید، دوست منتقد شما ممکن است فرد ایدئالی برای تماس گرفتن باشد. این آدمها در تحلیل موقعیتها و افراد عالی هستند. اما قضاوت کردن و اصلاح اشتباهها بیشتر از نشان دادن دلسوزی و کمک واقعی به دیگران به این آدمها انگیزه میدهد.
در نهایت، گروه سوم هستند؛ کسانی که نمیتوانید برای برنامهریزی یا پایبندی به یک برنامه رویشان حساب کنید. آنها را بیمسئولیتها مینامیم. به آن دوستی فکر کنید که چند هفته پیش با او برای شام قرار گذاشتید. توافق کرده بودید ساعت ۷:۰۰ عصر همدیگر را ببینید؛ اما دوستتان شما را پشت میز تنها گذاشت و نیم ساعت دیرتر، بدون هیچ عذرخواهیای، از راه رسید.
با اینکه بیمسئولیتها سرگرمکننده هستند و بیبرنامه عمل میکنند، نمیتوانید روی بیمسئولیتها حساب کنید. پس همهی این گروهها چه وجه مشترکی دارند؟ ناتوانی یا بیمیلی به صمیمیت واقعی، با یکدیگر و با خدا. راه دادن این نوع آدمها به زندگیتان، بدون اینکه تأثیرشان بر خودتان را واقعاً بررسی کنید، میتواند شما را ناخشنود کند. در درازمدت، حضور این آدمها حتی میتواند مخرب باشد. در موجز بعدی یاد میگیریم چگونه آدمهای ناامن را از روی ویژگیهای شخصیتیشان تشخیص بدهیم.