موجز ۱ از ۵ · ۳ دقیقه
مخاطبان هدف خود را پیدا کنید و پیامتان را متناسب با آنها شکل دهید.
پیش از شروع، بگذارید بپرسم: آیا میدانید به چه کسانی میفروشید؟ اگر نمیدانید، وقت آن است که ترمز فعالیتهای بازاریابیتان را بکشید. چون بدون درکی روشن از مخاطبان هدفتان، آیندهی کسبوکارتان در خطر است. هر فروشی که داشته باشید تصادفی به نظر خواهد رسید.
هزینههای تبلیغاتتان افزایش خواهد یافت؛ و منابعتان بهسرعت تمام خواهد شد. پس از کجا باید شروع کنیم؟ شاید تقلید از راهبردهای بازاریابی شرکتهای عظیمی مثل کوکاکولا وسوسهانگیز باشد؛ اما بپذیرید که شما کوکاکولا نیستید. با توجه به این موضوع، بهتر است «بازار هدفتان را محدودتر کنید» و فعالیتهای بازاریابیتان را متناسب با آن تنظیم کنید. چون تمرکز بر یک زیرشاخهی مشخص کسبوکار بهتر از تلاش برای جلب نظر همه است. برای مثال، «سلامت و تناسباندام» یک بازار تخصصی است.
درحالیکه «یوگا برای زنان باردار» یک زیربازار تخصصی در بازار تناسباندام است. با محدود کردن حوزهی تمرکزمان، میتوانیم پیام و پیشنهادهایمان را با نیازهای مشخص زنان بارداری هماهنگ کنیم که دوست دارند یوگا تمرین کنند. بعضی روزها شاید «ارزشش را داشته باشید»؛ و روزهای دیگر شاید «عاشقش باشید». در یک روز خوب، شاید «فقط انجامش بدهید». همهی ما این عبارتها را از برندهای معروف شنیدهایم؛ اما پیام شرکت شما نمیتواند به یک شعار مبهم متکی باشد. این حرف به این معنی نیست که نباید برای جلب توجه مخاطبانتان تلاش کنید.
در واقع، بازاریابی بیشتر شرکتها فاقد شخصیت است. مردم از مردم خرید میکنند؛ بنابراین شخصیت بخشیدن به پیامتان شما را از رقبا جلو میاندازد. اما ابتدا باید بفهمید بازار هدفتان مشتاق چیست؛ خواستهی مشتری یک ساعت گرانقیمت نیست، بلکه ارتقای جایگاه اجتماعی است. خواستهی مشتری کفشهای شیک نیست؛ بلکه نیاز به احساس جذاب بودن است. وقتی خواستههای مخاطبانتان را درک کنید، میتوانید عنوانهای گیرا، متنهای فروش و دعوتهای قانعکننده به اقدام خلق کنید تا مشتریان جدید را به تعامل با برندتان ترغیب کنید. بهراحتی میتوان در هیجان راهاندازی یک کسبوکار جدید غرق شد.
در نتیجه، بازاریابان اغلب از خودشان نمیپرسند: «چرا باید از من خرید کنند؟» بهترین راه برای حل این معما، ایجاد یک پیشنهاد فروش منحصربهفرد یا یو اس پی است. پس تحقیق بازار و نظرسنجی انجام دهید تا بفهمید مشتریان احتمالیتان چه میخواهند. سپس با این آگاهی میتوانید پیشنهادی ایجاد کنید که شامل امتیازهای اضافه، پیشنهاد خرید گزینههای گرانتر و کمیابی باشد. تحقیق بازار به شناسایی محرکهای عاطفی کمک میکند. حالا میتوانید با زبانی متقاعدکننده از این محرکها برای جذب مشتریان مناسب استفاده کنید.
بههرحال، تبلیغنویسی عالی برای موفقیت در فروش ضروری است. پس با لحن دلخواهتان مخاطبان را درگیر کنید. بااینحال، چه لحنتان شوخطبعانه باشد، چه سرگرمکننده باشد و چه دوستانه باشد، پیامتان را روشن نگه دارید. آفرین. همین حالا بخشهای اول و دوم برنامهی بازاریابی یکصفحهایتان را تکمیل کردید: پیدا کردن بازار هدف و ساختن پیامی قانعکننده. منتظر بخش بعدی باشید که در آن دربارهی چگونگی برقراری ارتباط با مشتریان احتمالی از طریق رسانههای تبلیغاتی صحبت خواهیم کرد.