موجز ۱ از ۹ · ۲ دقیقه
پول در ابتدا بهعنوان وسیلهی مبادله به کار میرفت.
یک اقتصاد بدون پول چگونه کار میکند؟ ساده است؛ چیزها را با هم مبادله میکنید. اسمش را مبادلهی پایاپای یا مبادلهی مستقیم بگذارید. میتوانستید دو خوک را با یک گاو یا با کوتاه کردن مو مبادله کنید؛ همهچیز به این بستگی دارد که شما چه دارید و همسایهتان به چه چیزی نیاز دارد، یا برعکس. اما مشکل اینجاست: گاهی این چیزها با هم جور درنمیآیند. چیزی ندارید که طرف معاملهی احتمالیتان را وسوسه کند؟ خب، بد شانسی آوردهاید؛ شما هم چیزی را که میخواهید به دست نخواهید آورد! اینجاست که پول وارد میشود. چون همه پول میخواهند، میتوانید پول را برای هر معاملهای به کار ببرید. این روش به مبادلهی غیرمستقیم معروف است.
بااینحال، پولهای اولیه هیچ شباهتی به چیزی نداشتند که امروزه در کیفتان نگه میدارید.
ساکنان جزیرهی یاپ در ایالات فدرال میکرونزی را در نظر بگیرید. حتی تا بخش زیادی از قرن نوزدهم، ساکنان یاپ برای معاملاتشان از «سنگهای رای» استفاده میکردند. این سنگها شکلها و اندازههای گوناگونی داشتند؛ وزن بزرگترین سنگها به رقم حیرتآور چهار تن میرسید! وقتی سنگ جدیدی آماده میشد، سنگ را به بالای تپهای میکشیدند تا همه بتوانند سنگ را ببینند. سپس صاحب سنگ، مالکیت تمام یا بخشی از سنگ را با کالاها و خدمات مبادله میکرد. هر معامله به اطلاع کل جامعه میرسید؛ جامعه نیز مبادله را به رسمیت میشناخت.
این نوع پول برای مدتی طولانی کارآمد بود، چون فروشپذیر بود. ساکنان جزیرهی یاپ میدانستند که اگر صاحب سنگهای رای باشند، میتوانند سنگها را بفروشند. مزیت دیگر این بود که سنگها را میشد در سراسر جزیره به کار برد، زیرا سنگها از هر نقطهای دیده میشدند. سنگها تقسیمپذیر هم بودند. اگر چیز کوچکی مانند یک سبد میوه میخواستید، بخش کوچکی از سنگتان را میفروختید؛ اگر چیز بزرگتری مانند یک کلک میخواستید، بخش بزرگتری یا حتی تمام سنگ را میفروختید.
پس اگر سنگهای رای اینقدر خوب عمل میکردند، چرا ساکنان جزیره هنوز هم از سنگها استفاده نمیکنند؟ خب، مشکلی وجود داشت: سنگها ارزش یا فروشپذیری خود را در طول زمان حفظ نمیکردند. در ابتدا، این موضوع مشکلی ایجاد نکرده بود. استخراج سنگها و انتقال سنگها از جزیرههای نزدیک چنان کار دشواری بود که عرضهی سنگها محدود بود و ارزش سنگها ثابت میماند. این وضعیت در اواخر قرن نوزدهم با ورود دیوید اوکیف تغییر کرد؛ اوکیف ناخدایی ایرلندیآمریکایی بود که کشتیاش در جزیره شکسته بود. اوکیف با استفاده از فناوری مدرن شروع به وارد کردن تعداد زیادی سنگ رای کرد تا سنگها را با نارگیل مبادله کند. خیلی زود، سنگها آنقدر فراوان شدند که دیگر نقش پول را ایفا نمیکردند؛ سنگها دوباره به سنگهایی معمولی تبدیل شده بودند!