موجز ۱ از ۸ · ۲ دقیقه
انباشت زخمهای عاطفی را از کودکی آغاز میکنیم.
تصور کنید در سیارهای زندگی میکنید که همهی مردم به یک بیماری یکسان مبتلا هستند. پوست آنها پوشیده از زخمهای باز، دردناک و عفونی است. این بیماری وقتی آغاز میشود که افراد حدود سه یا چهار سال دارند؛ و همه باور دارند که ابتلا به آن کاملاً طبیعی است. وحشتناک به نظر میرسد؟
خب، این وضعیت در واقع حالوروز کنونی بشریت است. البته پوست بیشتر مردم پوشیده از زخم نیست. اما ذهن انسان، که دون میگل آن را بدن عاطفی مینامد، پر از زخم است. این زخمها به سمی عاطفی آلودهاند که آن را ترس مینامیم. تمام احساسات منفی دیگر، از خشم و اندوه گرفته تا حسادت و مانند آن، از ترس سرچشمه میگیرند. وقتی کودکان به دنیا میآیند، از سم عاطفی پاک هستند؛ اما طولی نمیکشد که این سم شروع به انباشته شدن میکند.
پیام اصلی این است: انباشت زخمهای عاطفی را از کودکی آغاز میکنیم. زخمهای عاطفی ما وقتی پدیدار میشوند که حدود سه یا چهار سال داریم. پیش از آن، کاملاً سالم هستیم. کودکان دو و سهساله از ابراز عشق نمیترسند؛ بیشتر وقت آنها صرف خندیدن و بازی کردن میشود. البته وقتی درد را تجربه میکنند یا اتفاق بدی برایشان میافتد، واکنش نشان میدهند. اما معمولاً طولی نمیکشد که دوباره به بازی برمیگردند.
این شیوهی بودن در واقع حالت طبیعی و سالم ذهن انسان است. اما هرچه کودکان بزرگتر میشوند، شروع به یادگیری از بزرگسالانی میکنند که مدتهاست به سم عاطفی آلوده شدهاند. کودکان یاد میگیرند از تنبیه بترسند و به دنبال پاداش باشند. آنها میترسند پذیرفته نشوند یا میترسند آنچه هستند به اندازهی کافی خوب نباشد. این ترسها همگی سم عاطفی هستند. در نتیجهی این احساسات، کودکان شروع به ساختن تصویرهایی از خود میکنند که با تصورشان از خواستههای دیگران سازگار باشند.
کودکان تصویرهایی میسازند تا در مدرسه، خانه و سرانجام محل کار از خود نشان دهند. سپس وقتی یکی از این تصویرها بهناچار به چالش کشیده میشود، درد شدیدی احساس میکنند. برای مثال، پسر نوجوانی را تصور کنید که تصورش از خودش شامل این باور است که بسیار باهوش است. روزی در یک مناظره شرکت میکند؛ اما دانشآموز دیگری بهتر از او عمل میکند.
ناگهان پسر احساس حماقت و بیارزشی میکند. او درد میکشد؛ زیرا حالا میان تصویر درونیاش از خودش و تصویری که میکوشد از خود نشان دهد، اختلافی وجود دارد. هر یک از ما این روابط میان خودمان و جهان را در کودکی شکل میدهیم؛ و سپس این روابط بر باقی زندگی ما حکم میرانند و باعث رنج ما میشوند.