موجز ۱ از ۶ · ۳ دقیقه

مغز انسان طوری ساخته شده است که داستان‌ها را جذاب‌تر و به‌یادماندنی‌تر از گزاره‌های ساده می‌یابد.

سال‌ها پیش، شاعری فرانسوی به نام ژاک پره‌ور اتفاقی در خیابان با گدایی نابینا روبه‌رو شد. ژاک از او پرسید اوضاع چطور است. گدا پاسخ داد که بد است؛ تمام روز حتی صدای افتادن یک سکه در کلاهش را نشنیده بود. ژاک که نویسنده‌ای فقیر بود، پول اضافه‌ای نداشت؛ اما پیشنهاد کرد نوشته‌ی تابلویی را که وضعیت گدا را توضیح می‌داد، بازنویسی کند. دو هفته بعد، این دو مرد دوباره یکدیگر را دیدند. اوضاع بهتر شده بود. گدا گفت که مردم این روزها سخاوتمند هستند؛ کلاهش هم همیشه پر بود.

پس ژاک روی تابلوی گدا چه نوشت؟ «بهار دارد می‌آید؛ اما من آن را نخواهم دید.» چرا این نوشته کمک کرد مردم نسبت به گدا سخاوتمندتر شوند؟

پاسخ، پیام اصلی این موجز هم هست: مغز انسان طوری ساخته شده است که داستان‌ها را جذاب‌تر و به‌یادماندنی‌تر از گزاره‌های ساده می‌یابد.

یک کلاس بهداشت دبیرستان را تصور کنید. معلم آمار مرگ‌ومیر مرتبط با مواد مخدر را بیان می‌کند و نتیجه می‌گیرد که مواد مخدر خطرناک هستند. در کلاس کناری، همکار او رویکرد متفاوتی در پیش می‌گیرد. این معلم اسلایدی از یک نوجوان خوش‌چهره نمایش می‌دهد و جانی را به کلاس معرفی می‌کند. معلم می‌گوید جانی بچه‌ی خوبی بود؛ اما در خانه مشکلاتی داشت و برای اینکه احساس بهتری پیدا کند، شروع به مصرف مواد مخدر کرد. سپس تصویری از مردی با ظاهر بیمارگونه و دندان‌های افتاده نشان می‌دهد؛ این جانی است، ده سال بعد. معلم نتیجه می‌گیرد که مواد مخدر خطرناک هستند.

کدام کلاس به‌یادماندنی‌تر است؟ کلاس دوم، درست است؟ دلیلش این است.

دانشمندان علوم اعصاب گفته‌ای دارند: «نورون‌هایی که با هم فعال می‌شوند، به هم متصل می‌شوند.» منظورشان این است که وقتی بخش‌های متعددی از مغز با هم کار می‌کنند، به دلیل این فعالیت شناختی، احتمال به خاطر سپردن ما بسیار بیشتر می‌شود.

برای مثال، گزاره‌های منطقی مانند «مواد مخدر خطرناک هستند» فقط دو بخش مغز را درگیر می‌کنند: بخش‌هایی که مسئول پردازش و درک زبان هستند. در مقابل، وقتی داستان می‌شنویم، مغزمان مثل تابلوهای تلفن روشن می‌شود. ناگهان احساسات و تصاویر را هم پردازش می‌کنیم، حس‌های مختلف را تصور می‌کنیم و از بخشی از مغز استفاده می‌کنیم که مسئول برنامه‌ریزی شناختی است.

حالا به مثال دبیرستانمان برگردید. در کلاس اول، دانش‌آموزان گزاره‌های انتزاعی و عددها را پردازش کردند؛ این‌ها کارهایی هستند که مغز انسان می‌تواند بی‌هیچ زحمتی انجام دهد، اما اغلب برای به یاد آوردنشان مشکل دارد. در کلاس دوم، دانش‌آموزان واقعاً سلول‌های خاکستری مغزشان را به کار واداشته بودند. آن‌ها مشغول تجسم جزئیات زندگی جانی بودند، به این فکر می‌کردند که مشکلات او در مقایسه با مشکلات خودشان چگونه است و از خودشان می‌پرسیدند آیا اگر جای او بودند، آن‌ها هم مواد مخدر مصرف می‌کردند.

این رگبار فعالیت نورون‌ها درس دوم را بسیار «ماندگارتر» می‌کند. انتخاب این دانش‌آموزان هرچه باشد، اگر روزی کسی به آن‌ها مواد مخدر پیشنهاد کند، احتمالاً جانی بیچاره را به یاد خواهند آورد.

مغز انسان طوری ساخته شده است که داستان‌ها را جذاب‌تر و به‌یادماندنی‌تر از گزاره‌های ساده می‌یابد. — مزیت داستان‌گویی | موجز