مقدمه · کتاب سرزمین موعود نوشتهی باراک اوباما
نگاهی به زندگی و مسیر حرفهای چهلوچهارمین رئیسجمهور آمریکا بیندازید.
سال ۲۰۰۰ است. در لسآنجلس، گردهمایی ملی حزب دموکرات در آستانهی آغاز است؛ باراک اوباما هم هفتهی پرماجرایی را میگذراند. اول اینکه او بهتازگی بدترین شکست دوران کوتاه فعالیت سیاسیاش را تجربه کرده است: شکستی سنگین با اختلاف ۳۰ واحد درصد در برابر یکی از نمایندگان وقت مجلس نمایندگان ایالات متحده. بدتر اینکه وقتی به لسآنجلس میرسد، شرکت اجارهی خودرو کارت امریکن اکسپرس او را که سقف اعتبارش پر شده است، قبول نمیکند.
وقتی هم سرانجام به گردهمایی میرسد، مدارک ورودش مشکوک تشخیص داده میشوند؛ بنابراین حتی نمیتواند وارد سالن گردهمایی شود. تیر خلاص زمانی زده میشود که اجازهی ورود به مهمانی شیکوپیک پس از گردهمایی را هم به او نمیدهند. اینجاست که اوباما تسلیم میشود و به فرودگاه برمیگردد. این اتفاق میتوانست پایان داستان اوباما باشد. آن زمان او فقط سناتوری کماهمیت در سنای ایالت ایلینوی بود. اما او چیزی بیش از بدهی کارت اعتباری و نفوذ ناکافی برای حضور در مهمانیهای لسآنجلس داشت: او رؤیای متحد کردن آمریکاییهایی با گرایشهای سیاسی متفاوت و پیشینههای نژادی و اجتماعیاقتصادی گوناگون را در سر داشت.
او در سال ۲۰۰۰ نزدیک بود تسلیم شود. اما تسلیم نشد. چهار سال بعد، در گردهمایی ملی بعدی حزب دموکرات، او سخنرانی اصلی را ایراد کرد. چهار سال پس از آن، او نخستین مرد سیاهپوستی شد که نامزدی حزب دموکرات برای ریاستجمهوری را پذیرفت.
شاید فکر کنید بقیهی ماجرا را همه میدانند. اما مسیر واقعی اوباما، از کودکی معمولی در هونولولوی هاوایی که مصرف مواد مخدر و نمرههای متوسط در آن به چشم میخورد، تا نشستن در اتاق وضعیت بهعنوان نخستین رئیسجمهور سیاهپوست و صدور فرمان حملهای که به مرگ اسامه بن لادن انجامید، بیش از آنچه بیشتر مردم ممکن است تصور کنند، آکنده از تردید نسبت به خود، سازش و آشفتگی است. این موجزها نگاهی بیسابقه به درونیترین افکار اوباما در طول زندگیاش، از نخستین سالهای کودکی تا سال ۲۰۱۱، میاندازند. در این موجزها یاد میگیرید
اوباما با به رخ کشیدن دانشش دربارهی فوکو و مارکس، دقیقاً میخواست چه نوع زنانی را جذب کند؛
اوباما در کاخ سفید روزی چند نخ سیگار میکشید و چه چیزی باعث شد سرانجام سیگار را ترک کند؛ و
میچ مککانل در صحن سنا چه حرف نیشداری به جو بایدن زد که بایدن هرگز فراموشش نکرد.