مقدمه · کتاب از سر راه خودت کنار برو نوشتهی دیو هالیس
یاد بگیرید چگونه پیشفرضهایی را که مانع پیشرفت شما میشوند به چالش بکشید.
خودیاری. این کار برای کسانی است که دچار بحران میانسالی شدهاند. یا کسانی که پس از قطع ارتباط با «خود واقعی»شان در ۲۰ سال پیش، به دنبال «پیدا کردن خودشان» هستند. خودیاری قطعاً برای کسی مثل نویسنده نیست؛ کسی که شریک زندگی مهربان، چند فرزند سالم و شغلی آبرومند دارد، درست است؟
دیو هالیس حتی پس از رسیدن به هدفهای بزرگ زندگی احساس ناخشنودی و نارضایتی میکرد. پس از روزی طولانی در اداره به خانه میآمد و با نوشیدن بیش از حد الکل از همهچیز غافل میشد؛ آنقدر خسته بود که نمیتوانست واقعاً با فرزندانش وقت بگذراند یا حمایتی را که همسرش نیاز داشت و سزاوارش بود به او بدهد. به خودش میگفت این وضع طبیعی است و باید از آن بگذرد و به زندگی ادامه دهد. بالاخره همهی کسانی که از بیرون نگاه میکردند تصور میکردند زندگی او بینقص است. بااینحال نمیتوانست از آن احساس بیروحی رها شود و اصلاً نمیدانست چرا. واقعیت این است که وقتی در چنین وضع تکراری و کسالتباری گیر میافتیم، معمولاً بیش از حد به صداهای بیفایدهی درون ذهنمان توجه میکنیم؛ همان صداهایی که میگویند فقط به خاطر شغلهای پرزرقوبرقمان یا به این دلیل که همه فکر میکنند زندگیمان را تحت کنترل داریم دوستداشتنی هستیم.
اما تنها راهی که میتوانیم آن صداها را خاموش کنیم این است که اعتبار تکتک آنها را به چالش بکشیم. برای این کار باید به مسیری از رشد فردی متعهد شویم. در این موجزها کشف خواهید کرد
امینم چه چیزی میتواند دربارهی آسیبپذیری به شما بیاموزد؛
چگونه فردی خیرخواه که ناخواسته گفتوگویی را شنید، بیش از یک زندگی را تغییر داد؛ و
چرا برای داشتن رابطهای موفق باید زبان دیگری یاد بگیریم.