مقدمه · کتاب هوشمند شو! نوشتهی برایان تریسی
توان ذهنی خود را تقویت کنید تا موفقتر شوید.
در ذهن شما خزانهای هست. درونش آنقدر ثروت جمعشده که حتی اگر ده بار هم زندگی کنید، نمیتوانید همه اش را خرج کنید. طلا از کف تا سقف روی هم چیدهشده و زیر نور کمسوی چراغهای خزانه برق میزند. همهی این ثروت مال شماست. قانوناً و تمام و کمال به خود شما تعلق دارد. اما یک مشکل هست: قفل در خزانه با چندین رمز باز میشود و شما فقط حدود دو درصد از آن رمزها را میدانید. برای همین، فقط میتوانید در را کمی باز کنید؛ آنقدر که هر بار چند سکه بیرون بکشید. بقیهی آن ثروت، دستنخورده همانجا مانده و خاک میخورد.
این خزانه، همان مغز شماست. سکههای طلا هم نماد ایدهها و راهحلهایی هستند که میتوانند گره از مشکلات امروزتان باز کنند. نوآوریهایی که میتوانند مسیر شغلیتان را دگرگون کنند و نگاههای تازهای که میتوانند رابطههایتان را متحول کنند، همه از قبل در ذهن شما وجود دارند. فقط هنوز راه دسترسی به آنها را پیدا نکردهاید.
برایان تریسی چندین دهه به دنبال پاسخ این پرسش بود: چرا بعضیها انگار راه باز کردن این خزانه را بلدند، اما بعضی دیگر تمام عمر با همان چند سکه سر میکنند؟ او دریافت که این تفاوت به بهرهی هوشی یا مدارک تحصیلی چشمگیر مربوط نیست، بلکه به شیوهی فکر کردن برمی گردد؛ به روشهایی مشخص و آموختنی که هر کسی میتواند بر آنها مسلط شود. این روشها، همان رمزهای خزانهاند.
در این خلاصه، شما را با این رمزها آشنا میکنم. بعضی از آنها ممکن است غافلگیرتان کنند. مثلاً یاد میگیرید چرا حسادت به خودروی مرسدس همسایهتان نشانهی سطحینگری نیست و حتی میتواند اولین قدم در مسیر ثروتمند شدن باشد. همچنین میفهمید چرا با حوصله و با تأمل فکر کردن، اغلب هوشمندانهتر از سریع فکر کردن است؛ بهویژه وقتی پای تصمیمهای مهم در میان باشد. همچنین میفهمید چه طرز فکری باعث ورشکستگی کتابفروشیهای زنجیرهای بوردرز شد. شاید شما هم همین حالا، بیآنکه بدانید، همان طرز فکر را داشته باشید و به خاطر آن، فرصتهایتان را از دست بدهید.
منظورم این نیست که سختتر کار کنید. حرفم این است که روش کارتان را تغییر دهید و الگوهای فکریتان را از نو شکل بدهید؛ همان الگوهایی که تعیین میکنند درجا بزنید یا از بنبست بیرون بیایید. آمادهاید رمزها را یاد بگیرید؟ پس بیایید شروع کنیم.