موجز ۱ از ۷ · ۲ دقیقه
شادی والاترین هدف انسان است و نقش مهمی در موفقیت دارد.
بیشتر مردم شعار معروفی را که بابی مکفرین، ستارهی پرآوازهی رگی، ساخته است شنیدهاند: «نگران نباش، شاد باش.» اما آیا تا حالا فکر کردهاید چرا مردم اینقدر برای شادی ارزش قائلاند؟ برای شروع، بیشتر مردم شادی را هدفی معتبر برای زندگی میدانند. اگر کسی از شما بپرسد چرا کاری را انجام میدهید و شما جواب دهید که آن کار شادتان میکند، جوابتان به خودی خود معتبر است و نمیشود آن را زیر سؤال برد. همهی پاسخهای دیگر، چه به شهرت مربوط باشند، چه به پول، قدرت، احترام یا هر چیز دیگری، در درجهی دوم اهمیت نسبت به شادی قرار میگیرند؛ شادی هدف نهایی است.
اگر میگفتید کاری را برای پول انجام میدهید، ممکن بود کسی بپرسد: «چرا به پول نیاز داری؟» به عبارت دیگر، چه مردم برای پول تلاش کنند و چه برای هر هدف بیرونی دیگری، در نهایت این هدفها فقط پلههایی در مسیر شادیاند. کسی را در نظر بگیرید که پول میخواهد تا بتواند از عهدهی هزینهی سفرهای موجسواری بیشتر و یک دوربین زیرآبی عالی بربیاید. برای او پول فقط ابزاری است تا چیزهایی را به دست بیاورد که شادش میکنند. اینکه شادی را هدف نهایی انسان بدانیم چیز تازهای نیست. شادی در طول قرنها کانون توجه فیلسوفان بوده است.
دیوید هیوم، فیلسوف بریتانیایی قرن هجدهم، گفته است که همهی تلاشهای انسان، از هنر تا علم و حقوق، فقط برای این وجود دارند که مردم بتوانند به شادی برسند. نه فقط این، بلکه شادی و موفقیت هم عمیقاً در هم تنیدهاند. پژوهشهایی دربارهی بهزیستی که روانشناسانی به نامهای سونیا لیوبومیرسکی، اد دینر و لورا کینگ انجام دادهاند حتی نشان داده است که آدمهای شاد در حوزههای مختلف زندگی و کار، مثل روابط، سلامت و امور مالی، بهتر عمل میکنند. چرا؟ شاید به این دلیل که آدمهایی که نگاه مثبتی دارند دنیا را ذاتاً جای خوبی میبینند و همین آنها را پذیرای اتفاقهای خوب میکند. پس چه شادی را هدفی فینفسه بدانید و چه قدمی در مسیر موفقیت، شکی نیست که ارزش دنبال کردن دارد.