مقدمه · کتاب اگر نیچه یک ناروال بود نوشته‌ی جاستین گرگ

با شیوه‌های گوناگونی آشنا شوید که انسان‌ها در باهوش بودن ناکام می‌مانند.

در سال ۲۰۱۲، روزنامه‌ی بریتانیایی آبزرور مسابقه‌ای عجیب ترتیب داد. سه تیم در برابر یکدیگر قرار گرفتند تا معلوم شود کدام تیم در انتخاب سهام بهتر عمل می‌کند. به هر تیم ۵٬۰۰۰ پوند داده شد؛ تیمی که پس از یک سال بیشترین پول را داشت، برنده اعلام می‌شد. نکته‌ی غیرمنتظره چه بود؟

یک تیم از سه مدیر حرفه‌ای سرمایه‌گذاری تشکیل شده بود؛ تیم دیگر گروهی از دانش‌آموزان بود؛ تیم سوم هم گربه‌ای به نام اورلاندو بود. می‌توانید حدس بزنید ماجرا به کجا می‌رسد؟ درست است؛ اورلاندو که روش انتخاب سهامش بر انداختن تصادفی یک موش اسباب‌بازی روی جدولی از اعداد استوار بود، برنده شد. گربه سال را با ۵٬۵۴۲ پوند به پایان رساند؛ مدیران سرمایه‌گذاری با ۵٬۱۷۶ پوند دوم شدند؛ بچه‌ها هم با ۴٬۸۴۰ پوند در جایگاه آخر قرار گرفتند. البته این مثال به‌شدت مبتنی بر یک مورد منفرد است؛ اما نکته‌ای را نشان می‌دهد. ما انسان‌ها دوست داریم فکر کنیم که وقتی پای هوش در میان است، با اختلاف زیاد برندگان بزرگ تکامل هستیم.

هیچ حیوان دیگری از نظر قدرت مغز از انسان بالاتر نیست. درست است؟ خب، همان‌طور که خواهیم دید، پاسخ این پرسش ممکن است آن‌قدرها روشن و قطعی نباشد. اگر قرار بود برنده را بر اساس شیوه‌ی استفاده از هوش برای ایجاد آسایش و خوشحالی، یا از نظر تضمین بقای آینده تعیین کنیم، انسان‌ها شاید در واقع خیلی کودن باشند. در این خلاصه یاد می‌گیرید

چرا مردم در گذشته پشت مرغ را روی محل مارگزیدگی‌شان می‌گذاشتند؛

چرا نبرد ما با ساس‌ها شکستی تمام‌عیار بود؛ و

چرا ممکن است کوته‌بینی ما را به نابودی بکشاند.

با شیوه‌های گوناگونی آشنا شوید که انسان‌ها در باهوش بودن ناکام می‌مانند. — اگر نیچه یک ناروال بود | موجز