مقدمه · کتاب گفتوگو با غریبهها نوشتهی مالکوم گلدول
ببینید چقدر کم دربارهی غریبهها میدانید.
وقتی نویل چمبرلین، نخستوزیر بریتانیا، در سال ۱۹۳۸ برای دیدار با آدولف هیتلر به مونیخ سفر کرد، میخواست این مرد را بشناسد و ارزیابی کند. چمبرلین که در ابتدا از وقوع یک جنگ جهانی دیگر میترسید، آلمان را با اطمینان و رضایت ترک کرد؛ او معتقد بود که کاملاً فهمیده است پیشوای آلمان چه در سر دارد. به باور چمبرلین، هیتلر مردی بود که میشد به او اعتماد کرد. بااینحال، تاریخ ثابت کرد که چمبرلین به شکلی فاجعهبار اشتباه میکرد.
تعداد کمی از ما ممکن است روزی دربارهی شخصیت کسی قضاوتی با چنین اهمیتی داشته باشیم. اما ما مدام دربارهی غریبهها قضاوت میکنیم. در محل کار، در مهمانیها یا حتی در خیابان، با آدمهایی تعامل داریم که دیدگاهها، پیشینهها و پیشفرضهای متفاوتی دارند. ما پیوسته ناچاریم حرفها، نیتها و شخصیت آدمهایی را تفسیر کنیم که واقعاً نمیشناسیم. و حقیقت این است که ما در شناخت غریبهها به طرز باورنکردنیای ضعیف هستیم.
در این موجزها میفهمید چرا قضاوت دربارهی شخصیت آدمها اینقدر دشوار است. میبینید چرا ذاتاً به دیگران اعتماد میکنیم و در تشخیص دروغ ضعیف هستیم.
هشداری کوتاه پیش از شروع: موجزهای پنج تا هفت به قتل و خشونت جنسی میپردازند؛ بنابراین محتوای حساسی دارند که ممکن است برای برخی افراد برانگیزانندهی واکنشهای ناخوشایند باشد.