موجز ۱ از ۶ · ۲ دقیقه
قانون پنج ثانیه ابزار سادهای برای تصمیمگیری است که میتواند رفتار شما را تغییر دهد.
ساعت شش صبح یک روز تاریک زمستانی در بوستون بود که صدای ساعت زنگدار نویسنده، او را بهناگاه از خواب بیدار کرد.
روزهایی بود که مل رابینز با لبخند به استقبال صبح میرفت؛ اما این روز یکی از آن روزها نبود. رابینز بیکار بود، زیر بار مشکلات مالی قرار داشت و با مشکل مصرف الکل دستوپنجه نرم میکرد. رابینز همچنین عادت کرده بود دکمهی تعویق زنگ ساعت را بزند و آغاز روز پیش رو را تا جایی که ممکن بود به تأخیر بیندازد.
اما این صبح خاص متفاوت بود؛ رابینز به جای زدن دکمهی تعویق زنگ ساعت، روزش را با شمارش معکوس از پنج آغاز کرد.
این کار قانون پنج ثانیه نام دارد؛ این قانون برای جلوگیری از عمل کردن به امیال زیانبار به کار میرود.
پس رابینز به جای اینکه به پهلو بچرخد و به خواب ادامه دهد، در دلش شمرد: «پنج، چهار، سه، دو، یک.» این کار ساده حواس شما را از اضطرابهایتان پرت میکند و توجه شما را به کاری که باید انجام دهید برمیگرداند تا تسلیم امیالی نشوید که رضایت فوری به همراه دارند. با انجام مداوم این کار، میتوانید یک چرخهی منفی را بشکنید و عادتهایی تازه و بهتر ایجاد کنید.
رابینز همچنین از قانون پنج ثانیه استفاده کرد تا دست از طفره رفتن از ورزش بردارد و خودش را وادار کند برای دویدن منظم به بیرون برود. وقتی هم میخواست بهروزرسانی رزومهاش را به تعویق بیندازد، میگفت: «پنج، چهار، سه، دو، یک»... و دستبهکار میشد.
این ابزار بهویژه زمانی مفید است که از آن دسته افرادی باشید که مینشینند و منتظر میمانند تا الهام از راه برسد.
در سال ۱۹۵۴، روانشناسی به نام جولیان راتر مفهومی را مطرح کرد که به کانون کنترل معروف است. این مفهوم احساس افراد مبنی بر اینکه نیروهای بیرونی زندگیشان را کنترل میکنند توضیح میدهد؛ همچنین توضیح میدهد که افرادی که احساس کنترل بیشتری دارند، معمولاً بهرهوری بیشتری دارند.
اغلب به ما میگویند مراقب فرصتها باشیم و وقتی فرصتها ظاهر میشوند، از آنها استفاده کنیم. اما توصیهی بهتر این است که کنترل سرنوشت خود را به دست بگیرید و خودتان فرصت ایجاد کنید.
رابینز این را قدرتِ تلنگر مینامد؛ قانون پنج ثانیه شاید همان تلنگری باشد که به آن نیاز دارید.