مقدمه · کتاب بادبادکباز نوشتهی خالد حسینی
جستوجوی رستگاری در کابل.
کتاب «بادبادکباز» یکی از پدیدههای ادبی دههی ۲۰۰۰ بود. میلیونها نسخه از این کتاب در سراسر جهان فروش رفت؛ کتاب الهامبخش یک اقتباس سینمایی شد و به یکی از آثار محبوب باشگاههای کتابخوانی تبدیل شد.
پس چه چیزی این رمان را تا این حد محبوب کرد؟
شاید بخشی از این محبوبیت به این دلیل بود که وقتی کتاب برای نخستین بار در سال ۲۰۰۳ در آمریکا منتشر شد، تا حدی تازگی داشت. این اثری داستانی برای مخاطب عام بود که در کابل میگذشت، دربارهی شخصیتهای افغان بود و نویسندهای افغانآمریکایی آن را نوشته بود.
برای بسیاری از خوانندگان در غرب، کتاب «بادبادکباز» پنجرهای به کشور و فرهنگی بود که پیشتر بسیار دور به نظر میرسید. کتاب چشماندازی تازه و بینشی جدید ارائه میداد.
۲۰ سال بعد، رمان حسینی همچنان خوانندگان و دوستداران بسیاری دارد. جذابیت رمان هم به ارتباطش با افغانستان محدود نمیشود.
مضمونهای «بادبادکباز» جهانشمولاند. این کتاب به دوستیهای دوران کودکی، روابط پدر و پسر و روند گاه دردناک بزرگ شدن میپردازد.
حسینی همچنین برخی از پرسشهای بزرگ زندگی را بررسی میکند. آیا گذشتهی ما هویت ما را تعیین میکند؟ آیا تغییر واقعی ممکن است؟ و رستگاری چطور؟
شاید دلیل واقعی موفقیت «بادبادکباز» شیوهای باشد که کتاب برای پرداختن به این ایدهها به کار میگیرد؛ از طریق داستانی گیرا و عمیقاً تأثربرانگیز دربارهی شخصیتهایی که همهی ما میتوانیم با آنها ارتباط برقرار کنیم.
در ادامه به کابل سفر میکنیم و با این شخصیتها آشنا میشویم…
راستی، اگر میخواهید به خلاصهای بسیار کوتاه از رمان گوش بدهید، میتوانید مستقیم به بخش پایانی بروید.