مقدمه · کتاب افسانهی سیزیف نوشتهی آلبر کامو
زندگی زمینیتان را با شور و آزادی بیشتر زندگی کنید.
در کتاب «افسانهی سیزیف»، نقطهی عزیمت کامو چیزی است که خودش بیماری فکری روزگارش مینامید: اینکه در جامعههای سکولار بیشتر مردم احساس فراگیری از بیمعنایی را تجربه میکنند.
این وضعیت این پرسش را پیش میکشد که با این احساس بیمعنایی چه باید بکنیم. آیا این احساس چیزی است که آدم میتواند با آن زندگی کند، یا مردم باید به ایمان دینی بازگردند؟ آیا میتوانیم در جهانی بیمعنا زندگی خوبی داشته باشیم، یا بهتر است هرچه زودتر زندگی را ترک کنیم؟
در این موجزها خواهید دید که نه تنها میشود بدون باور به زندگی پس از مرگ زندگی خوبی داشت، بلکه بیمعنایی در واقع شرط زندگیای غنیتر و پرشورتر در همین زمین است.
یک نکتهی کوتاه پیش از شروع: این موجزها بارها به خودکشی اشاره میکنند. لطفاً هنگام خواندن مراقب خودتان باشید.
در این موجزها یاد میگیرید
- چرا از نظر کامو امیدوار بودن و خودکشی کردن در عمل یک پاسخ به زندگیاند؛
- دون ژوان، آن اغواگر بدنام، چه چیزی دربارهی شیوهی زیستن به ما یاد میدهد؛ و
- چطور بدترین مجازاتی که به فکر خدایان رسید در اصل همان وضعیت انسان است.