مقدمه · کتاب ذهن سازمانیافته نوشتهی دنیل لویتین
یاد بگیرید زندگیتان را سازماندهی کنید!
مغز را به شکل یک خانه تصور کنید. نه یک خانهی نو، زیبا و تمیز، بلکه خانهای قدیمی و پر از سروصدای جیرجیر که بارها و بارها بازسازی شده است. مغز شما مثل یک خانهی بزرگ، پر از اطلاعات است. خاطرهها، برنامهها، ایدهها و غیره.
اما اینطور نیست که این اطلاعات مرتب بایگانی شده باشند. مغز انسان برای کمک به بقای شما، سیستمها و فرایندهای پیچیدهای پرورش داده است تا همهی اطلاعاتی را که با آنها روبهرو میشوید اولویتبندی، ذخیره و بازیابی کند. گاهی این سیستمها دچار اختلال میشوند. وقتی چنین اتفاقی میافتد، خانه غیرقابلسکونت میشود؛ خانه حتی از بازرسی ایمنی هم سربلند بیرون نمیآید. اما واضح است که نمیتوانید از مغزتان نقلمکان کنید. در عوض، کلیدهایتان را گم میکنید.
درست وسط یک جمله فراموش میکنید چه میخواستید بگویید. و بهرهوری کمتری دارید؛ چون نمیتوانید اولویتهایتان را درست مرتب کنید. امیدها و رؤیاهایتان، هر چیزی که برایش برنامه ریختهاید، با ذهنی آشفته ناممکن میشوند. اما چرا اینطور است؟
پاسخ در همان خانهی قدیمی و پر از جیرجیر است. اگر میخواهید مثلاً سیستم گرمایش مرکزی اضافه کنید یا یک پاسیو بسازید، باید بدانید هر طبقه چطور ساخته شده است؛ میدانید، کدام دیوارها باربر هستند و لولههای آب کجا قرار دارند. کتاب «ذهن سازمانیافته» توضیح میدهد این خانه چطور ساخته شده است تا بتوانید کنترل اطلاعات ضروری مغزتان را به دست بگیرید.