مقدمه · کتاب نامههای اسکروتیپ نوشتهی سی. اس. لوئیس
زندگی یک انسان را از چشم یک شیطان ببینید.
یک روز تابستانی در سال ۱۹۴۰، سی اس لوئیس در مراسم عبادی بعدازظهر کلیسای کوچک خود در آکسفورد شرکت کرده بود که ناگهان ایدهی کتاب «نامههای اسکروتیپ» به ذهنش رسید. همانطور که برای برادرش نوشت، کتابی را تصور کرده بود که از نامههای یک شیطان به شیطانی دیگر تشکیل میشد.
به گفتهی لوئیس، «ایده این بود که تمام روانشناسی وسوسه را از آن سوی ماجرا بیان کنیم.» یک سال بعد، در ۱۹۴۱، لوئیس انتشار قسمتهای کتاب «نامههای اسکروتیپ» را بهصورت دنبالهدار در گاردین آغاز کرد؛ گاردین روزنامهای وابسته به کلیسای انگلیکن بود که اکنون دیگر منتشر نمیشود. در مجموع، ۳۱ نامه این مجموعه را تشکیل میدهند. ظاهراً همهی نامهها را شیطان خیالی، اسکروتیپ، نوشته است؛ اسکروتیپ برادرزادهی جوانش، ورموود، را راهنمایی و سرزنش میکند و گاهی تهدیدش میکند؛ ورموود میکوشد مردی انگلیسی را که نامش ذکر نمیشود، به عذاب ابدی بکشاند. در این مسیر، خوانندگان با طیف گستردهای از موضوعات، عمدتاً دربارهی گناه و فضیلت، روبهرو میشوند و میآموزند که شیطانها چگونه ممکن است در تلاش باشند هر یک از ما را وسوسه کنند. هرچند محتوای کتاب «نامههای اسکروتیپ» بیتردید مسیحی است، خواندن این کتاب برای هر کسی که میکوشد زندگی فضیلتمندانهتری داشته باشد، پرمایه و سودمند است.
این خلاصه تمام ۳۱ نامهی اسکروتیپ را پوشش نمیدهد؛ اما بسیاری از مهمترین موضوعات را مرور خواهیم کرد. حتی ممکن است وقتی بعضی از گناهان خودتان را تشخیص میدهید، گهگاه خندهای عصبی از شما سر بزند.