موجز ۱ از ۶ · ۲ دقیقه
داستان اسطوره و میمسازی
تصور کنید در خیابانهای شلوغ آتن باستان قدم میزنیم. میان جمعیت، گروهی از صنعتگران دور هم جمع شدهاند تا دربارهی تازهترین ساختهشان حرف بزنند؛ یک ظرف سفالی چشمگیر. شگفتیاش نه در مهارت بیعیب ساختش بود و نه در طرح پیچیدهاش، بلکه در شوخطبعی زیرکانهای بود که منتقل میکرد. روی سطحش تصویر جغدی دیده میشد که لباس جنگ به تن داشت؛ تصویری بازیگوشانه، اما بیتردید از آتنا، الههی گرامی شهر. اما اگر دقیقتر نگاه میکردید، میدیدید جغد کلاهی مضحک و زیادی بزرگ به سر دارد و نیزهای کوچک در دست گرفته؛ اشارهای شوخ به شکوه جنگ.
این تصویر بامزه نمونهای اولیه از یک میم است؛ شکلی از بیان فرهنگی که از مرزهای زمان و فناوری فراتر میرود. در عصر دیجیتال، اینترنت اغلب به خاطر پخش خبرهای جعلی، میمها و توطئهها مقصر شناخته میشود. اما برای فهم درست این پدیده، باید بپذیریم که اینترنت فقط یک رسانه است، نه علت اصلی. اسطورهها همیشه جایگاهی ویژه در فرهنگ انسانی داشتهاند، چون برای پیچیدگیهای زندگی توضیحی منظم میدادند و کمک میکردند وجود خودمان و جایمان را در جهان بفهمیم. آنها در سراسر تاریخ سازوکاری اساسی برای کنارآمدن با جهان بودهاند و به مردم راهی میدادند تا در آشوب و نامعلومی واقعیت مسیرشان را پیدا کنند.
میمهای اولیه به گسترش و دگرگونی اسطورهها کمک کردند. اغلب به شکل تصویرهای طنزآمیز روی سفال نقش میبستند و وسیلهای برای بیان فرهنگی بودند. این میمهای باستانی میان مردم دستبهدست میشدند، عوض میشدند و نسل به نسل منتقل میشدند و نشان میدادند آدمها بهطور طبیعی دوست دارند محتوای بامزه یا فکربرانگیز بسازند و با دیگران قسمت کنند.
حالا به دوران خودمان برویم. پیدایش اینترنت در اواخر قرن بیستم نقطهی عطفی در تاریخ انسان بود. این پدیده شیوهی ارتباط ما و پخش اطلاعات را دگرگون کرد و بستری تازه برای پیوند جهانی ساخت. شاید فکر کنید این اتفاق باید ما را به هم نزدیکتر میکرد، اما در عمل، ما از همین بستر برای جداکردن خودمان به قبیلههایی اسطورهمحور، از راه توطئهها و شکلهای دیگر جعل، استفاده کردیم.
امروز اینترنت پر از محتوایی است که درستیاش محل تردید است. اطلاعات نادرست، اطلاعات گمراهکننده و نظریههای توطئه آزادانه در آن میچرخند و از همگانیبودن دسترسی به اطلاعات سوءاستفاده میکنند. این روایتهای دیجیتال جا باز میکنند و به شکلگیری واقعیتهای بدیل دامن میزنند. از این گذشته، هوش مصنوعی هرچه بیشتر از همین محتوا تغذیه میشود و ناخواسته جامعه را بیشتر به قلمرو توهم میراند. الگوریتمهایی که برای بیشینهکردن تعامل کاربر طراحی شدهاند، ناخواسته محتوای تفرقهانگیز و جنجالی را تقویت میکنند. در نتیجه، درک جمعی ما از واقعیت هرچه بیشتر تحریف میشود و مرز حقیقت و خیال کمرنگتر میشود.