موجز ۱ از ۹ · ۲ دقیقه
مغز ما دو نیمکره دارد: چپ برای جزئیات، راست برای تصویر بزرگ
از دیرباز مردم مغز را دو نیمه میدانستند، چپ و راست؛ جداییای که علم امروز هم تأییدش میکند. امروز میدانیم هر کاری که میکنیم به همکاری هر دو نیمکره نیاز دارد. با این حال، در بعضی کارها یکی از دو نیمه نقش اصلی را به عهده میگیرد.
بهطور کلی میشود گفت نیمکرهی چپ بر شکستن چیزها به جزئیات تمرکز دارد و نیمکرهی راست تصویر کلی را میسازد. این نقشهای متفاوت را مثلاً در زبان میشود دید. بخش زیادی از زبان ما از نیمکرهی چپ میآید؛ جایی که نمادها را به ترتیب پردازش میکنیم، مثل وقتی که میخوانیم. اما نیمکرهی راست هم نقش مهمی دارد، چون به ما اجازه میدهد از خودِ زبان یک قدم فاصله بگیریم و معنای پیام را در بسترش تفسیر کنیم. بدون نیمکرهی راست نه کنایه را میفهمیدیم و نه استعاره را.
استدلال هم حوزهی دیگری است که در آن دو نیمکره نقشهایی متفاوت و مکمل دارند. جوابهایی که از نیمکرهی چپ میآید بر پایهی چیزهایی است که قبلاً یاد گرفتهایم. اگر کسی اسلحه به طرفتان بگیرد، این نیمکرهی چپ است که هشدار میدهد باید بترسید، چون یاد گرفتهاید اسلحه خطرناک است. اما نیمکرهی راست خودِ اسلحه را بهعنوان اسلحه تشخیص نمیدهد؛ در عوض به دانشی شهودیتر تکیه میکند و نشانههای دیگر خطر را میبیند، مثل چهرهی عصبانی. اینکه همهی فرهنگها حالتهای چهره را کموبیش یکسان تفسیر میکنند، نشان میدهد این کارکردهای نیمکرهی راست چقدر طبیعی و غریزیاند.
همیشه کوشیدهایم بفهمیم کدام بخش مغز مسئول کدام کار است. امروز میدانیم هرچند این دو نیمکره مدام با هم همکاری میکنند، هرکدام در شیوهای از فکرکردن تخصص دارد. مغز ما دو بخش دارد: نیمکرهی چپ برای جزئیات و نیمکرهی راست برای فکرکردن به شیوهای جامعتر و کلنگر.