مقدمه · کتاب حد و مرزها نوشتهی هنری کلاود و جان تاونسند
با تعیین مرزها، خودتان و دیگران را دوست بدارید.
یک روز بدون مرز چه شکلی است؟
شاید اینطور باشد: پیش از به صدا درآمدن زنگ ساعت بیدار میشوید تا صبحانهی بچههایتان را آماده کنید. آن روز صبح در محل کار ارائهی مهمی دارید و واقعاً به زمانی برای آمادهشدن نیاز دارید؛ اما باز هم از همسرتان نمیخواهید در پختوپز کمک کند. در محل کار، مقدمات ارائه آماده نشده است. این کار وظیفهی شما نیست؛ اما بههرحال همهی تجهیزات را آماده میکنید. بعد، حتی پیش از آنکه بتوانید شروع کنید، رئیستان از شما خواسته است هماهنگی مهمانی پیش روی کریسمس را انجام دهید. میگوید خودش این کار را انجام میداد؛ اما بیش از حد سرش شلوغ است. البته که قبول میکنید. همهی این اتفاقها افتاده است؛ درحالیکه هنوز حتی وقت ناهار هم نرسیده است!
آشنا به نظر میرسد؟ اگر چنین است، میدانید یک روز بدون مرز چقدر میتواند فرساینده باشد؛ چه برسد به یک زندگی بدون مرز. به همین دلیل، تعیین مرزها هم اقدامی ضروری برای مراقبت از خود است و هم نوعی مهربانی در حق دیگران است. در موجزهای پیش رو، دقیقاً یاد میگیرید تعیین مرزها چگونه میتواند مؤثر باشد و با استفاده از مطالعههای موردی فرضی یاد میگیرید چگونه مرزها را در عمل به کار بگیرید.
در این موجزها یاد میگیرید
چگونه اجازهدادن به دیگران برای سوءاستفاده از شما، به خود آنها هم آسیب میزند؛
چگونه موارد رایج نقض مرزها را حلوفصل کنید؛ و
چرا تعیین مرزها ممکن است ازخودگذشتهترین کاری باشد که میتوانید انجام دهید.