مقدمه · کتاب تمرکز ربودهشده نوشتهی یوهان هری
داستان اینکه چگونه توانایی تمرکز را از دست دادیم — و چگونه میتوانیم آن را پس بگیریم.
همهی ما این وضعیت را تجربه کردهایم. آمادهی کار مینشینید؛ و پیامکی دریافت میکنید. درحالیکه دارید پاسخ پیامک را مینویسید، یک اعلان خبری ظاهر میشود؛ پس سراغ آن میروید تا بخوانید چه اتفاقی افتاده است. اما هنوز خواندن تیتر را تمام نکردهاید که صدای اعلان دیگری میآید: کسی عکسی را که دیشب منتشر کردید پسندیده است. بعد از اینکه بررسی میکنید چه کسی بوده، متوجه میشوید همان فرد هم عکسهای تازهای منتشر کرده است... یعنی این شریک عاطفی جدیدش است؟! وقتی شروع میکنید به ورقزدن عکسها، صدای اعلان اسلک بلند میشود. صبر کنید، داشتید چه کار میکردید؟ آهان، درست است: کار میکردید.
اگر از خود میپرسید چه بر سر توانایی تمرکزتان آمده است، تنها نیستید. به نظر میرسد مدتزمان حفظ توجه در میان همهی ما با سرعتی نگرانکننده رو به کاهش است. هر سال هم حواسپرتیها و وقفههای بیشتری به این انبوه اضافه میشوند.
متأسفانه این اتفاق تصادفی نیست. از سیلیکونولی تا ساختار محیط کار امروزی، نیروهایی خارج از کنترل ما پیوسته تلاش میکنند توانایی ما برای تمرکز عمیق و مقاومت در برابر حواسپرتی را تحلیل ببرند.
اما چگونه به اینجا رسیدیم؟ آیا راهی برای فرار از این چرخهی سرگیجهآور توجه وجود دارد؟ اینها پرسشهایی هستند که در موجزهای کتاب «تمرکز ربودهشده» نوشتهی یوهان هری به آنها میپردازیم. پس دستگاههایتان را روی حالت پرواز بگذارید؛ و سعی کنید تمام توجهتان را به این پنج موجز بدهید، درحالیکه داستان بحرانی را آشکار میکنیم که ابعادی جهانی پیدا کرده است.
در این موجزها یاد میگیرید
شبکههای اجتماعی در واقع چگونه طراحی شدهاند تا تمرکز شما را تحلیل ببرند؛
آزمایشهای دههی ۱۹۵۰ روی حیوانات چه ارتباطی با دکمهی «پسندیدن» اینستاگرام دارند؛ و
چرا صرف زمان کمتر در محل کار ممکن است واقعاً بهرهوری شما را افزایش دهد.