موجز ۱ از ۱۰ · ۲ دقیقه
بسیاری از ما زندگی معمولیای داریم؛ بااینحال، همهی ما توان بالقوهی موفق شدن را داریم.
یک آمریکایی معمولی در ۱۰٬۰۰۰ دلار بدهی دستوپا میزند، اضافهوزن دارد، شغلش را دوست ندارد، کمتر از یک نفر را دارد که بتواند دوست صمیمی بنامد و کمی افسرده است. آشکار است که بیشتر آمریکاییها بیهدف در زندگیای پیش میروند که بسیار پایینتر از ظرفیت بالقوهی آنهاست. سازمان تأمین اجتماعی میگوید اگر صد نفر را در آغاز زندگی کاریشان انتخاب کنید و به مدت ۴۰ سال زیر نظر بگیرید، فقط یک نفر ثروتمند خواهد شد؛ چهار نفر از نظر مالی باثبات خواهند بود؛ پنج نفر ناچار خواهند بود به کار کردن ادامه دهند؛ ۳۶ نفر خواهند مرد؛ و ۵۴ نفر برای حمایت مالی به دوستان و خانواده تکیه خواهند کرد. این آمار واقعاً تصویری تیرهوتار ترسیم میکند.
اگر فرض کنیم هیچکدام از این افراد برنامه نداشتهاند که تمام عمرشان فقط «سر کنند»، این آمار یعنی ۹۵ درصد از آنها، رقمی تکاندهنده، زندگیای را که برای خود میخواستهاند ندارند. موفقیت مالی با احساس آزادی پیوند دارد، چون دیگر لازم نیست نگران پرداخت صورتحسابهایتان یا گرفتار شدن در بدهی باشید. افزون بر این، پژوهشها نشان میدهند که مصرف داروهای تجویزی بیش از هر زمان دیگری است؛ از هر دو ازدواج در آمریکا، یکی در حال فروپاشی است؛ آمریکاییها بیش از هر زمان دیگری بدهی شخصی دارند؛ چاقی به یک همهگیری تبدیل شده است؛ و بیماریهای قلبی و سرطان در حال افزایشاند. بااینحال، با وجود همهی اینها، ما توانایی داشتن زندگی موفق و شاد را داریم؛ تغییر اوضاع ممکن است. نویسنده، هال الرود، نمونهی شگفتانگیزی از این توانایی است. الرود پس از یک تصادف رانندگی واقعاً به مدت شش دقیقه مرد.
او پس از چند روز ماندن در کما بیدار شد؛ پزشکان به او گفتند که دچار آسیب دائمی مغزی شده است و ممکن است دیگر نتواند راه برود. بااینحال، او توانست بهبود پیدا کند. او بهجای هدر دادن وقت برای آرزوی متفاوت بودن شرایط، شرایطش را پذیرفت؛ او توانست زندگی رؤیاییاش را بسازد و توان بالقوهاش را به فعلیت برساند.