مقدمه · کتاب وقتی بدن نه میگوید نوشتهی گابور ماته
درک کنید چرا استرس تا این حد به سلامت شما آسیب میزند.
اگر دوستی با شما تماس میگرفت و میگفت درد جانفرسایی دارد که نمیگذارد راه برود، چه میکردید؟ آیا او را ضعیف میخواندید و میگفتید فقط به دردش بیاعتنا باشد؟ یا اصرار میکردید به بیمارستان برود و شاید حتی خودتان او را به آنجا میبردید؟
به احتمال زیاد، رویکرد دوم را انتخاب میکردید. اما اگر جای شما عوض میشد و خودتان همان درد شدید را تجربه میکردید، چه میشد؟
بسیاری از ما دوست داریم اصرار کنیم که قوی و حتی شکستناپذیر هستیم. خودمان را قانع میکنیم که میتوانیم هر میزان درد جسمی یا عاطفی را تحمل کنیم؛ یا با سرکوب کردن درد، یا با نادیده گرفتن درد، یا با مشغول شدن به مشکلات دیگران بهجای درد خودمان.
اما این رویکرد اصلاً جواب نمیدهد. این رویکرد سلامت ما را به خطر میاندازد و ضعفهای درونی ما را پنهان میکند. با انکار مشکلاتمان، از رسیدگی به آنها طفره میرویم. بدنمان بارها به ما نه میگوید؛ بااینحال، از گوش دادن خودداری میکنیم تا زمانی که دیگر خیلی دیر شده است. مدتهاست وقت آن رسیده که با علتهای زیربنایی بیماریهایمان روبهرو شویم و دوباره کنترل سلامت خود را به دست بگیریم.
در این موجزها یاد میگیرید
آسیب روانی چگونه میتواند «حس درونی» شما را تحریف کند؛
چرا افراد مبتلا به ایالاس اینقدر مهربان هستند؛ و
چرا خوب است گاهی منفی فکر کنید.