موجز ۱ از ۷ · ۲ دقیقه

نفس، راوی درون شماست

واژه‌ی «نفس» را زیاد می‌شنویم. شاید همسرتان بگوید خودمحورید؛ بهترین دوستتان بگوید خودپسندید؛ فیلسوف‌های قهوه‌خانه‌ای هم با چند اصطلاح فرویدی، هر کم‌وکاستی شخصی را به گردن نفس بیندازند. اما نفس خیلی ظریف‌تر و پیچیده‌تر از چیزی است که معمولاً فکر می‌کنیم. در حرف‌های روزمره، نفس را سرچشمه‌ی غرور، خودبزرگ‌بینی و خوددوستی می‌دانیم. به نظر بیشتر مردم، نفس همان چیزی است که رفتارهای خودخواهانه از آن درمی‌آید؛ رفتارهایی که فقط به نفع خودمان است و به حال دیگران کاری ندارد. فروید هم نفس را سازوکاری روانی می‌دانست که میان اخلاق و خواسته‌های غریزی ما میانجی‌گری می‌کند.

اما این تعریف‌ها هنوز به اصل ماجرا نمی‌رسند. می‌توانیم از میل‌های عمیق یا غرور سوزان حرف بزنیم، اما هنوز نمی‌توانیم توضیح بدهیم وقتی کارهای عجیبی می‌کنیم، مثلاً بی‌آنکه واقعاً گرسنه باشیم در یخچال را باز می‌کنیم، در ذهنمان چه می‌گذرد. راه بهتر برای فهم نفس، که رفتارتان را هم بهتر توضیح می‌دهد، این است که آن را صدای توی سرتان ببینید. نفس از لحظه‌ای که صبح چشم باز می‌کنید تا وقتی شب خوابتان می‌برد، درباره‌ی کارها و رفتارتان نظر می‌دهد و می‌گوید چه بکنید و چه نکنید.

منظور از این «صدای توی سر» روان‌پریشی نیست. بهتر است آن را صدایی بدانید که از راه فکرهایتان خودش را نشان می‌دهد. مثلاً نفس همان صدایی است که حتی وقتی می‌دانید کمی عرق‌ریختن بد نیست، به شما می‌گوید: «خیلی خسته‌ام، باشگاه نمی‌روم.» همین صداست که باعث می‌شود روزی هزار بار وسواس‌گونه ایمیل‌هایتان را چک کنید، یا حتی وقتی گرسنه نیستید، مدام به داخل یخچال خیره شوید.

همان‌طور که خواهید دید، بخش بزرگی از کارهایی که می‌کنید زیر سر نفس است. خوشبختانه اگر یاد بگیریم نفسمان را مهار کنیم، می‌توانیم شادتر و سالم‌تر زندگی کنیم.