موجز ۱ از ۵ · ۲ دقیقه
رهبری مشترک را در پنج مرحله بسازید
تصور کنید در ادارهاید و ظهر شده. بعد از چهار ساعت تایپکردن و خیرهشدن به صفحهی کامپیوتر چه حسی دارید؟ به احتمال زیاد از کسالت کلافهاید. شاید وقتهایی هم دلتان بخواهد کامپیوتر را رها کنید و همکارانتان را هم راضی کنید که با شما اداره را زیر و رو کنند. میخواهید عضو یک تیم باشید، نه یک سلسلهمراتب. میخواهید عضو تیمی از رهبران باشید. اما مثل بیشتر ادارهها، رئیستان همهی قدرت تصمیمگیری را در دست دارد. چه باید کرد؟
خب، شاید محل کار شما فقط در مرحلهی اول الگوی رشد تیم باشد. مرحلهی اول همان الگوی سلسلهمراتبی آشناست که به آن عادت داریم: یک رهبر هست و تیمی از زیردستها که دستورها را اجرا میکنند. پس چطور از این مرحله رد شوید؟ اول باید بدانید مرحلهی بعد چه شکلی است.
سازمانی را تصور کنید که تصمیم گرفته تیمی از رهبران بپروراند. دیگر یک مدیر نیست که دربارهی همهچیز حرف آخر را بزند؛ هر عضو تیم حق رأی برابر دارد. تغییر واقعی در همین مرحلهی دوم شروع میشود. مرحلههای بعدی فقط پیامدهای ایدئال همین تغییر اولاند.
مثلاً مرحلهی سوم وقتی است که رهبران تازه شروع میکنند به فکرکردن دربارهی ساختن تیم خودشان و پذیرفتن مسئولیتش، شاید با جذب اعضای جدید. در مرحلهی چهارم این گذار ادامه پیدا میکند و اعضای بیشتری پا پیش میگذارند و نقش رهبری میگیرند. مثلاً به جای اینکه منتظر بمانید مدیریت مأموریتی بدهد، خودتان به منابع انسانی سر میزنید، فوتوفن کار را یاد میگیرید و شروع میکنید به انتخاب داوطلب برای جای خالی شغلی. تا مرحلهی پنجم، هدفِ رهبریِ کاملاً مشترک محقق میشود و هر کارمند حس بیشتری از مشارکت دارد. چون حالا همه میدانند طبق فرایندهای شرکت چطور نیرو جذب کنند، هر تیم میتواند خودش را اداره کند.